یه استاد سخت گیری داشتیم که دیگه آخرای ترم یکم باهامون صمیمی شده بود… خلاصه اون ترم گذشت یه روز تو فکر بودم و داشتم تو راهرو قدم میزدم که دیدمش سلام کردم استادم گرم سلام کرد و کلی تحویلم گرفت و ازم پرسیدچه خبر؟ منم کلی از ترم جدید براش تعریف کردم تا اینجا همه چی خوب پیش رفت تا اینکه یهو برگشتم گفتم:خب استاااااد شما چه خبر؟ هیچی دیگه استاده بیچاره خودش رفت قبل از اینکه من فرار کنم :D
مارال از کرج